سلطان احساس2
دوستت دارم تا اخر دنیا.....................

یه وقتایی نگاه بنداز به دستات

همون جایی که یک حلقه نشسته

 

به یاد اولین روز  من و تو

یه وقتایی نگاه بنداز به دستات

همون جایی که یک حلقه نشسته

 

به یاد اولین روز  من و تو

که توی خاطرمون نقش بسته

 

بذار که حلقه ی اسیر دستت

تو رو یاد گذشته مون بیاره

 

یه وقتایی به یاد اون قدیما

کمی بامن صمیمی شو دوباره

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 17 آذر 1391برچسب:, ] [ 11:55 ] [ ستاره ]

من تو را دوست دارم

اما از تنهایی وگریه میترسم

من لمس تنت را دوست دارم

اما از فردای بی آغوشی میترسم

من تمام اما واگر هایت را دوست دارم

اما از مبادا  وهرگزت میترسم

من با تو مردن را دوست دارم

اما ازبی تو بودن میترسم

( من روز را دوست دارم

اما از روزگار میترسم)

گلم من با تو قدم زدن را دوست دارم

اما از تند راه رفتنت کنار خودم میترسم

من در ودیوار شهرم را دوست دارم

اما ازنگاه های هرزه ی شهر میترسم

من خدا را دوست دارم

اما از بندگان خدا میترسم

اصلا من از خدا هم میترسم

من میترسم 

میترسم

زندگی ام را ورق نزن

من از برگ ریزان عاشقی هم  میترسم

م ی ت ر س م

م ی ت ر س م 

می ف ه م ی


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 17 آذر 1391برچسب:, ] [ 11:43 ] [ ستاره ]

هنوز داغم نمیفهمم دوباره پشت پا خوردم
بهم میگفت دوسم داره، گذاشت و رفت و جا خوردم
مثل یه آدم گیجم، به یه نقطه شدم خیره
ازم دلخور نبود اما، چرا نگفت داره میره

 

 

 


چقدر ساکت برید از من، ندیدم که معطل شه
معمای عجیبی بود، چقدر خوبه اگه حل شه
نه اشکش رو در آوردم، نه از عشقم فراری بود
یعنی هر چی بهم میگفت، تمومش سر کاری بود
نمیدونم با کی رفته، شاید تنها سفر کرده
هنوز هیچ چیزی معلموم نیست، شاید دوباره برگرده
حالا موندم با تنهایی، شبا گریه و بیداری
فقط یک گوشه میشینم ندارم حس هیچ کاری
هنوز داغم نمیفهمم دوباره پشت پا خوردم
بهم میگفت دوسم داره، گذاشت و رفت و جا خوردم
مثل یه آدم گیجم، به یه نقطه شدم خیره
ازم دلخور نبود اما، چرا نگفت داره میره
چقدر ساکت برید از من، ندیدم که معطل شه
معمای عجیبی بود، چقدر خوبه اگه حل شه
نه اشکش رو در آوردم، نه از عشقم فراری بود
یعنی هر چی بهم میگفت، تمومش سر کاری بود


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 17 آذر 1391برچسب:, ] [ 11:35 ] [ ستاره ]

 

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت

 

 

 

زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت

 

 

 

چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم

 

 

 

آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت

 

 

 

روز میلاد ، همان روز که عاشق شده بود

 

 

 

مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت

 

 

 

او کسی بود که از غرق شدن می ترسید

 

 

 

عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت

 

 

 

هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد

 

 

 

واژه خسته ُکه یک روزو کبوتر شدو رفت



موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 17 آذر 1391برچسب:, ] [ 11:33 ] [ ستاره ]

اگه این زندگی باشه,اگه این سهمم از دنیاس

من از مردن هراسم نیست

یه حسی دارم ایم روزا,که گاهی با خودم میگم

شاید مردم حواسم نیست


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ پنج شنبه 16 آذر 1391برچسب:, ] [ 21:8 ] [ ستاره ]



یادت باشددلت که شکست,سرت را بگیری بالا
تلافی نکن,فریاد نزن,شرمگین نباش
دل شکسته گوشه هایش تیز است
مبادا دل و دست آدمی که روزی
 دلدارت بود زخمی کنی به کین
مبادا که فراموش کنی روزی شادیش آرزویت بود
صبور باش و ساکت...


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ پنج شنبه 16 آذر 1391برچسب:, ] [ 21:4 ] [ ستاره ]

تنها رفتی تنها میمیرم

بی تو از زندگی سیرم

در دست تو بودم تا دیروز

امشبز دست غمها اسیرم


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ پنج شنبه 16 آذر 1391برچسب:, ] [ 20:26 ] [ ستاره ]

دنیا همه اش مسخره باشد گله ای نیس          سارا همه در خلوت یله باشد گله ای نیست
   هرجا که تو من عشق زدم دم همه رفتند


  هر کس که رود گو برود مسئله ای نیست


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ پنج شنبه 16 آذر 1391برچسب:, ] [ 15:19 ] [ ستاره ]



چه کسی میگوید که گرانی شده است؟؟؟
دوره ارزانیست!
دل ربودن ارزان!
دل شکستن ارزان!
دوستی ارزان است!
دشمنیها ارزان!
چه شرافت ارزان!
آبرو قیمت یک تکه نان!
و دروغ از همه چیز ارزان تر!
قیمت عشق چقدر کم شده است!
کمتر از آب روان...
و چه تخفیف بزرگی خورده
قیمت هر انسان..

khianat.jpg


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ سه شنبه 14 آذر 1391برچسب:, ] [ 22:38 ] [ ستاره ]

 

بعد از مدت ها دیدمش!!! دستامو گرفت و گفت چه قدر

 

 

 

دستات تغییر کردن... خودمو کنترل کردم و فقط

 

 

لبخندی زدم....تو دلم گریه کردمو دم گوشش گفتم:

 

 

بی معرفت.....!!! دستای من تغییر نکرده...دستات

 

به دستای اون عادت کرده...........

عکس

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ سه شنبه 14 آذر 1391برچسب:, ] [ 22:36 ] [ ستاره ]

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.

زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم.
مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره.
زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم.
مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری.
زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی.
مرد جوان: منو محکم بگیر.
زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری.
مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه.

روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.

                                                         

بدون شرح

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ سه شنبه 14 آذر 1391برچسب:, ] [ 22:32 ] [ ستاره ]

منو باش که فکر میکردم تو به عشق من اسیری

فـکر میـکردم کـه نـباشم ساده از دوریم مـیمیری

مـنـو باش کـه فـکر میکردم تو تا آخرش باهامی

فـکر مـیکردم تـا هـمـیشه تـو رفـیق گـریه هـامی

مـنـو باش کـه با خـیـالـت هر نـفـس نـفـس کـشیدم

مـنـو باش کـه تـوی چـشـمام عکس چشماتو میدیدم

مـنـو باش کـه بـاز به یـادت دارم ایـنجا کـم مـیارم

مـنـو باش کـه تـوی شـعرام بـازم اسـمـتـو مـیـارم


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ سه شنبه 14 آذر 1391برچسب:, ] [ 22:26 ] [ ستاره ]

مث اون موج صبوري كه وفاداره به دريا

 

تو مهي مثل حقيقت مهربوني مث رويا
چه قدر تازه و پاكي مث ياساي تو باغچه
مث اون ديوان حافظ كه نشسته لب طاقچه
تو مث اون گل سرخي كه گذاشتم لاي دفتر
مث اون حرفي كه ناگفته مي مونه دم آخر
تو مث بارون عشقي روي تنهايي شاعر
تو همون آبي كه رسمه بريزن پشت مسافر
مث برق دو تا چشمي توي يك قاب شكسته
مث پرواز واسه قلبي كه يكي بالاشو بسته
مث اون مهمون خوبي كه ميآد آخر هفته
مث اون حرفي كه از ياد دل و پنجره رفته
 مث پاييزي وليكن پري از گل هاي پونه
مث اون قولي كه دادي گفتي يادش نمي مونه
تو مث چشمه آبي واسه تشنه تو بيابون
تو مث يه آشنا تو غربت واسه يه عاشق مجنون
تو مث يه سرپناهي واسه عابر غريبه
مث چشماي قشنگي كه تو حسرت يه سيبه
چشمه ي چشماي نازت مث اشك من زلاله
مث زندگي رو ابرا بودنت با من محاله
يك روزي بيا تو خوابم بشو شكل يك ستاره
توي خواب دختري كه هيچ كس و جز تو نداره
تو يه عمر مي درخشي تو يه قاب عكس خالي
اما من چشمام رو دوختم به گلاي سرخ قالي
تو مث بادبادك من كه يه روز رفت پيش ابرا
بي خبر رفتي و خواستي بمونم تنهاي تنها
تو مث دفتر مشقم پر خطاي عجيبي
مث شاگرداي اول كمي مغرور و نجيبي
دل تو يه آسمونه دل تنگ من زميني
مي دونم عوض نمي شي تو خودت گفتي هميني
تو مث اون كسي هستي كه ميره واسه هميشه
التماسش مي كني كه بمون اون ميگشه نميشه
مث يه تولدي تو مث تقدير مث قسمت
مث الماسي كه هيچ كس واسه اون نذاشته قيمت
مث نذر بچه هايي مث التماس گلدون
مث ابتداي راهي مث آينه مث شمعدون
مث قصه هاي زيبا پري از خواباي رنگي
حيفه كه پيشم نمونن چشاي به اين قشنگي
پر نازي مث ليلي پر شعري مث نيما
ديدن تو رنگ مهره رفتن تو رنگ يلدا
بيا مثل اون كسي شو كه يه شب قصد سفر كرد
ديد يارش داره ميميره موند ش و صرف نظر كرد



موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ سه شنبه 14 آذر 1391برچسب:, ] [ 22:23 ] [ ستاره ]

یادمان باشد اگر این دلمان بی کس شد
طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم
یادمان باشد که دگر لیلی و مجنونی نیست
به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک کنیم
یادمان باشد که در این بهر دو رنگی و ریا
دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم
یادمان باشد اگر از پس هر شب روزیست
دگر آن روز پی قلب سیاهی نرویم
یادمان باشد اگر شمعی و پروانه به یکجا دیدیم
طلب سوختن بال و پر کس نکنیم
یادمان باشد ازامروزجفایی نکنیم
گرکه درخویش شکستیم صدایی نکنیم
خودبسازیم به هردرد که ازدوست رسد
بهربهبود ولی فکردوایی نکنیم
جای پرداخت به خودبردگران اندیشیم
شکوه ازغیرخطاهست خطایی نکنیم
وبه هنگام عبادت سرسجاده ی عشق
جزبرای دل محبوب دعایی نکنیم
یاورخویش بدانیم خدایاران را
جزبه یاران خدادوست وفایی نکنیم
گله هرگزنبود شیوه ی دلسوختگان
با غم خویش بسازیم وشفایی نکنیم
یادمان باشداگرشاخه گلی راچیدیم
وقت پرپرشدنش سازونوایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
دوستداری نبود بندگی غیر خدا
بی سبب بندگی غیرخدایی نکنیم
مهربانی صفت بارزعشاق خداست
یادمان باشد ازینکار ابایی نکنیم
ولی آخر تو بگو با دل عاشق چه کنم؟
یاد من هست، طلب عشق ز هر کس نکنم
گو تو آخر که نه انصاف و نه عدل است و نه داد
دل دیوانه من بهر که افتاده به خاک
این همه گفتم و گفتم که رسم آخر کار
به تو ای عشق ، تو ای یار ، به تو ای بهر نیاز
یاد من هست که د یگر دل من تنها نیست
یاد من هست که دیگر دل تو مال من است
یاد من هست که باشم همه عمر بهر تو پاک
یاد تو باشم و هر دم بکنم راز و نیاز
یاد تو باشد از این پس من و تو ما شده ایم
هر دو عاشق دو پرستو دو مسافر شده ایم


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ سه شنبه 14 آذر 1391برچسب:, ] [ 22:21 ] [ ستاره ]

گفتي که مرا دوست نداري، گله اي نيست
بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست

 


گفتم که کمي صبر کن و گوش به من ده
گفتي که نه، بايد بروم، حوصله اي نيست

 


پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف
رفتي تو و ديگر اثر از چلچله اي نيست

 


گفتي که کمي فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست


رفتي تو، خدا پشت و پناهت، به سلامت
بگذار بسوزد دل من، مسئله اي نيست..


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ سه شنبه 14 آذر 1391برچسب:, ] [ 22:13 ] [ ستاره ]

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 20:35 ] [ ستاره ]

 

 

دلم گرفت ای هم نفس
پرم شکست تو این قفس
تو این غبار. تو این سکوت
چه بی صدا. نفس نفس

از این نامهربونی ها
دارم از غصه می میرم
رفیق روز تنهایی.
یه روز دستاتو می گیرم

تو این شب گریه می تونی
پناه هق هقم باشی
تو ای همزاد همخونه
چی میشه عاشقم باشی؟

دوباره من دوباره تو
دوباره عشق. دوباره ما

دو هم نفس. دو هم زبون
دو همسفر. دو همصدا

تو ای پایان تنهایی
پناه آخر من باش
تو این شب مرگی پاییز.
بهار باور من باش

بذار با مشرق چشمات.
شبم روشنترین باشه
میخوام آیینه خونه
با چشمات همنشین باشه

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 20:27 ] [ ستاره ]

 

 

التماست نمی کنم
هرگز گمان نکن که این واژه را
در وادی آوازهای من خواهی شنید
تنها می نویسم بیا
بیا و لحظه یی کنار فانوس نفس های من آرام بگیر


نگاه کن
ساعت از سکوت ترانه هم گذشته است
اگرنگاه گمانم به راه آمدنت نبود
ساعتی پیش
این انتظار شبانه را به خلوت ناب خواب های تو می سپردم
حال هم
به چراغ همین کوچه ی کوتاه مان قسم
بارش قطره یی از ابر بارانی نگاهم کافی ست
تا از تنگه ی تولد ترانه طلوع کنی
اما
تو را به جان نفس های نرم کبوتران هره نشین
بیا و امشب را
بی واسطه ی سکسکه های گریه کنارم باش
مگر چه می شود
یکبار بی پوشش پرده ی باران تماشایت کنم ؟


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 20:17 ] [ ستاره ]

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته
نبودنت فاجعه ، بودنت امنیته
تو از کدوم سرزمین ، تو از کدوم هوایی
که از قبیله ی من ، یه آسمون جدایی
اهل هرجا که باشی
قاصد شکفتنی
توی بهت و دغدغه
ناجی قلب منی
پاکی آبی یا ابر
نه خدایا شبنمی
قد آغوش منی
نه زیادی نه کمی
منو با خودت ببر
من حریص رفتنم
عاشق فتح افق
دشمن برگشتنم
منو با خودت ببر
ای بوی تو گرفته تنپوش کهنه ی من
چه خوبه با تو رفتن ، رفتن همیشه رفتن
چه خوبه مثل سایه همسفر تو بودن
همقدم جاده ها ، تن به سفر سپردن
چی می شد شعر سفر بیت آخرین نداشت
عمر کوچ من و تو دم واپسین نداشت
آخر شعر سفر ، آخر عمر منه
لحظه ی مردن من ، لحظه ی رسیدنه
منو با خودت ببر


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:,,,,,,, ] [ 20:9 ] [ ستاره ]

منتظر موندم به راهت تا همیشه

 

چشم به راهت مونده بودم پشت شیشه

 

انتظارت تلخه مثل مردن دل

 

مثل عشقی خام و باطل

 

مثل عشقی خام و باطل

 

وای اگه فردا بیاد باز تو نیایی

 

وای میخوام داد بزنم از این جدایی

 

وای دیگه مردم دیگه مردم

 

چقدر تو بی وفایی

 

مگه من با تو بد کردم خدایی

 

مگه من با تو بد کردم خدایی

 

...

 

هرچی میخوای بگی بگو

 

اما نگو دوستت ندارم

 

هرکار میخوای بکن ولی

 

بگو نمیری از کنارم

 

تو رو خدا مثل غریبه ها دلم رو هی نرنجون

 

تو رو خدا دشمنامو به روی من اینقدر نخندون

 

بخدا من می میرم از این جدای

 

بخدا من می میرم اگه نیایی

 

بخدا من می میرم از این جدایی

 

بخدا من می میرم اگه نیایی

 

اگه فردا بیاد و باز تو نیایی

 

اگه فردا بیاد و باز تو نیایی



موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 19:44 ] [ ستاره ]

به نام خدا

 

اول خودم میگم
سلام
تنها بهونه واسه ی نفس کشیدن
هنوزم پر می کشه دل برای به تو رسیدن
واسه ی جواب نامت می دونم که خیلی دیره
بذا به حساب غربت نکنه دلت بگیره
عزیزم بگو ببینمکه چه رنگه روزگارت
خیلی دوست دارم تو مهتاب بشینم یه شب کنارت
سر تو مهربونی بذاری به روی شونم
تو فقط واسم دعا کن آخه دنبال بهونم
حالم رو اگه بپرسی خوبه تعریفی نداره
چون بلاتکلیفه عاشق آخه تکلیفی نداره
نکنه ازم برنجی تشنه ام تشنه ی بارون
چه قدر از دریا ما دوریم بیگناهیم هر دو تامون
بد جوری به هم می ریزه من و گاهی اتفاقی
تو اگه نباشی از من نمی مونه چیزی باقی
می دونی که دست من نیست بازیای سرنوشته
رو قشنگا خط کشیده زشتا رو برام نوشته
باز که ابری شد نگاهت بغضتم واسم عزیزه
اما اشکات رو نگه دار نذار اینجوری بریزه
من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد
باقیش و بگم می بینی گریه هات کلی حروم شد
حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم تو تو چشام عشق رو ببینی
یادته من و تو داشتیم ساده زندگی می کردیم
از همین چشمه ی شفاف رفع تشنگی می کردیم
یه دفه یه مهمون اومد عقلم رو یه جوری دزدید
دل تو به روش نیاورد از همون دقیقه فهمید
اولش فکر نمی کردم که دلم رو برده باشه
یا دلم گول چشای روشنش رو خورده باشه
اما نه گذشت و دیدم دل من دیوونه تر شد
به تو گفتم و دلت از قصه ی من با خبر شد
اولش گفتم یه حسه یا یه احترام ساده
اما بعد دیدم که عشقه آخه اندازش زیاده
تو بازم طاقت آوردی مث پونه ها تو پاییز
سرنوشت تو سفیده ماجرای من غم انگیزه
بد جوری دیوونتم من فکر نکن این اعترافه
همیشه نبودن تو کرده این دل و کلافه
می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من
می دونم واست یکی شد بودن و نبودن من
می دونم دوسم نداری مث روزای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات یه کسی این رو نوشته
اما روح من یه دریاست پره از موج و تلاطم
ساحلش تویی و موجاش خنجرای حرف مردم
آخ چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن
رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن
من که آسمون نبودم اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو به خدا اون بی گناهه
تو که چشمای قشنگت خونه ی صد تا ستاره س
تو که لبخند طلاییت واسه من عمر دوباره س
بیا و مثل گذشته جز به من به همه شک کن
من بدون تو می میرم بیا و بهم کمک کن



موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 19:25 ] [ ستاره ]

برای دیدن تو نقره ی ماهو چیدم
 تا آسمون هفتم به خاطرت دویدم
برای دیدن تو. آسمونو شکافتم
 ستاره چشیدم تا طعمشو شناختم
 برا دیدین
تو خارا رو سجده کردم
 به جای چشم ابرا سوختم و گریه کردم
برای دیدن تو پاییز شدم شکستم
 برف زمستون شدم رو بامتون نشستم
 برای دیدن تو از دریاها گذشتم
 دور ضریح عکست شب تا سپیده گشتم
 برای دیدن تو شدم مث پنجره
 اشاره هات محاله از یاد چشمام بره
 برای دیدین تو سوار موجا شدم
 چون تو رو داشته باشم همیشه تنها شدم
 برای دیدن تو عمری مسافر شدن
 به اجترام اسمت رفتم و شاعر شدم
 برای دیدن تو خط کشیدم رو تقدیر
 نگات مث یه صیاد منو کشید به زنجیر
 برای دیدن تو سنگا رو شیدا کردم
 طلسما رو
شکستم راها رو پیدا کردم
برای دیدن تو ، تو جنگلا گم شدم
 بازیچه ی نگاه ساکت مردم شدم
 برای دیدن تو خیلی چیزا شنیدم
 خیلی کارا رو کردم اما تو رو ندیدم
 برای دیدن تو رفتم تو باغ شعرا
 سراغ فال حافظ ، دنبال شعر نیما
 برای دیدن تو چه دردایی کشیدم
 تبم رسید به خورشید ، تموم شدم ، بریدم
 برای دیدن تو از خواب گل و پروندم
 چه شبها مثل مجنون تو دشت و صحرا موندم
 برای دیدن تو چه قصه ها که داشتم
 سر و رو شونه ی رنج چه روزا که گذاشتم
برای دیدن تو قامت غصه خم شد
 انگار که قحطی اومد هر چی به جز
تو کم شد
 برای دیدن تو نیاز نبود بگردم
 تو هر جا با من بودی پس تو رو پیدا کردم


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 19:20 ] [ ستاره ]

شب شده ساکته دوباره خونه
 می گرده دل دنبال یک بهونه
 می گرده باز گنجه ی خاطراتو
 پی یه حرف ناب و عاشقونه
 عکس
تو رو باز می ذاره روبروش
 که تا ته شب واسه تو بخونه
 دلم تو التهابه که چه جوری
 قدر چشای نازتو بدونه
 تو عصری که قحطی عطر یاسه
 اما به جاش دوست دارم گرونه
 کافیه اسمتو یه جا ببینم
 تا حس شعرم بزنه جونونه
من نمی تونم بگم اندازه شو
اینو فقط شاید خدا بدونه
 محاله که عشق ما رو ندونن
 برو سوال کن از گلای پونه
 اگه بخوان خیلی کم از تو بگن
 می گن همون که خیلی مهربونه ؟
 بی خبری تو ولی از حال من
 میندازم اینو گردن زمونه
 چقدر حسودیم می شه وقتی همه
 بهم می گن دل تو پیش
اونه ؟
 من خودم باز می زنم به اون راه
 می گم بیارید واسه من نشونه
 اما تا کی فریب بدم دلم رو
 اون داره کلی آدرس و نشونه
 مهم ولی تویی که اسم نازت
 با من یه جایی پشت آسمونه
اونا نمی دونن ستاره هامون
 دوتاس ولی توی یه کهکشونه
 اینو
بخون تا دوباره بدونی
 دیوونتم ، دیوونتم ، دیوونه


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 18:45 ] [ ستاره ]

دلم برای باران تنگ شده است دلم برای صدای قطره هایش تنگ شده است

دلم تنگ است برای پرسه در زیر باران .بارانی که به من آموخت رسم زندگی را

دلم تنگ است برای صدای غرش آسمان برای ابرهای سیاه سرگردان

در آن روزها بارانی بود برای قدم زدن در زیر آن و خالی کردن دل های پر از غم

مدتی است که دیگر نه بارانی است و نه ابری این روزها تنها یک قلب است که پر از درد دل است

نمی داند درد دلش را به چه کسی بگوید پس ای باران ببار که درد دلم را به تو بگویم

بگذار من نیز مانند تو و همراه با تو ببارم ببار تا خالی شوم


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 18:44 ] [ ستاره ]

باز باران ، بی طراوت ، کو ترانه؟! سوگواری ست ،رنگ غصه ، خیسی غم ،
می خورد بر بام خانه ، طعم ماتم . یاد می آرم که غصه ، قصه را می کرد کابوس ، بوسه می زد بر دو چشمم گریه با لبهای خیسش.
می دویدم، می دویدم ، توی جنگل های پوچی ، زیر باران مدیحه ، رو به خورشید ترانه ، رو به سوی شادکامی .
می دویدم ، می دویدم ، هر چه دیدم غم فزا بود ، غصه ها و گریه ها بود ،
بانگ شادی پس کجا بود؟
این که می بارد به دنیا ، نیست باران ، نیست باران ، گریه ی پروردگار است،
اشک می ریزد برایم.
می پریدم از سر غم ، می دویدم مثل مجنون ، با دو پایی مانده بر ره
از کنار برکه ی خون.
باز باران ، بی کبوتر ، بوف شومی سایه گستر ، باز جادو ، باز وحشت ،
بی ترانه ، بی حقیقت ، کو ترانه؟! کو حقیقت؟!
هر چه دیدم زیر باران ، از عبث پر بود و از غم ، لیک فهمیدم که شادی
مرده او دیگر به دلها ، مرده در این سوگواری…


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 18:42 ] [ ستاره ]

نمیتونم ببخشمت                   دور شو برو نبینمت
تیکه ای بودی از دلم                گندیدی و بریدمت

هزار و یک رنگی بدون              دروغ و نیرنگی بدون
واسه دل عاشق من               بد نامی و ننگی بدون

راهمو کج کردی عزیز              عشقمو رد کردی عزیز
خودت ندونستی چی کردی     با ما بد کردی عزیز

یادت میاد گفتم بهت               اگه نمیشی مرهمم
تو رو خدا زخمم نشو              که تیکه پاره است بدنم

تو عین ناباوریها                      تو هم شدی یه زخم نو
هیچ نمیخوام مثل تو شم      از جلوی چشام برو………………….


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 18:41 ] [ ستاره ]

میخواهی بروی؟

خب برو…

انتظار مرا وحشتی نیست

شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود

برو…

برای چه ایستاده ایی؟

به جان سپردن کدامین احساس لبخند میزنی؟

برو..

تردید نکن

نفس های آخر است

نترس برو…

احساسم اگر نمیرد ..بی شک ما بقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست

برو…

یک احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود

پس راحت برو

مسافری در راه انتظارت را میکشد

طفلک چه میداند که روحش سلاخی خواهد شد

برو…

فقط برو…..


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 18:39 ] [ ستاره ]

برایت خاطراتی بر روی این دفتر سفید نوشتم

که هیچکسی نخواهد توانست چنین خاطرات شیرینی را

برای بار دوم برایت باز گوید.

چرا مرا شکستی ؟چرا؟

اشعاری برایت سرودم

که هیچ مجنونی نتوانست مهربانی و مظلومیت چهره ات را توصیف کند

چرا تنهایم گذاشتی ؟چرا؟

چهره پاک و معصومت را هزار بار بر روی ورق های باقی مانده وجودم نگاشتم

چرا این چنین کردی با من ؟چرا؟

زیباترین ستارگان آسمان را برایت چیدم.

خوشبو ترین گلهای سرخ را به پایت ریختم.

چرا این چنین شد/؟چرا؟

من که بودم؟

که هستم به کجا دارم می روم؟


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 18:32 ] [ ستاره ]

اگردنیای مادنیای سنگه است 

بدان سنگینی سنگم قشنگه

 اگردنیای مادنیای درده  

بدان عاشق شدن از بهر رنجه

 اگر عاشق شدن هم یک گناه

دل عاشق شکستن صد گناه است  

دل عاشق شکستن صدگناه است  

 و چه سخت است دل کندن از چیزی که برای اوزندگی میکنی 

 ودردناکتر اگربدانی ناچاری از پذیرفتن انچه که سرنوشت برای تورقم زده است


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 17:9 ] [ ستاره ]

می گویند : شاد بنویس ...

     نوشته هایت درد دارند!

         و من یاد ِ مردی می افتم ،

              که با کمانچه اش ،

                  گوشه ی خیابان شاد میزد...

                       اما با چشمهای ِ خیس ... !!


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 16:59 ] [ ستاره ]

 

نـمـی دونـم مـنـاسـب تـریـن حـرف ، مـنـاسـب تـریـن حرکت کی باید بـاشه ولی مـیـدونـم ، جـلـوی اتـفـاق رو نباید گرفـت گـاهـی
هـم بـهـتره اتـفـاق رو جـلو بـینـدازی
 مـثـلـاً وقت رفـتـنـت کـه می شـه یـکـبـاره بـرگـردی بگی دلـم نـمـیخـواد بــرم
وقت رفـتـنـش کـه مـی شـه دسـتـش رو بـگـیـری بگی دلـم نـمـیـخـواد بــری وقـتـی یکی بـهـت میگه پـیـشم بـمـون درنـگ نـکـن ... پـیـشـش بـمـون
وقتی دلت می خـواد پـیـشـش بـمونی ..غـرور نـداشـتـه بـاش . بـگـو ... دوسـتـت دارم ... دلـم مـی خـواد پـیـشـت بـمـونـم
بـگذار اتـفـاقِ دوسـت داشـتـن هـر چـه زودتـر بـیـفـته ...
شـاید نـسـلِ مـآ وقـتِ زیـادی بـرای عـشـق ورزیـدن نـداشـتـه بـاشـه

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 16:41 ] [ ستاره ]

 

همه در جستجوی محبتیم  کدام رمق از حقیقتیم

آسمان را با مهر خورشید  سازند بی کران و پر امید

دل،اشک ریزان در شب تنهایی  کوچه به کوچه با پرواز تا رهایی

جلد دفتر عشق را مادر برایم نوشت  گویی که خود می دانست سازنده باشم در سرنوشت

نامه نوشتم به روزگار  جواب داد صبور باش در این روز ماندگار

شاید قصه همین جا تمام شود  قایق تو به آب روانه شود

شور عشقم مرا می خواند  سوی آزادی مرا می راند

بوسه عشق فدایت می دهم  من پرنده عشق را به آسمان پر می دهم

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 16:37 ] [ ستاره ]

چه شبهایی با رویای تو خوابیدم

                                                    نفهمیدی

           چه شبهایی که اسم تو رو لبهام بود

                                                   نمیشنیدی

         چه شبهایی که اشکامو به تنهایی نشون دادم

 

        از عمق فاصله آروم واسه تو دست تکون دادم

 

          چه شبهایی با شب گردی

                      شبو تا صبح می بردم

              نبودی ماه جون می داد

                                         نبودی بی تو میمردم

             چه شبهایی دعا کردم یه کم

                 این فاصله کم شه

 

              یه بار دیگه نگاه من تو رویاهات مجسم شه

 

 

     توی این خونه یخ می بست تن سرد سکوت من

 

          چه قدر جای تو خالی بود

                      چه شبهای بدی بودن

    

    گذشتن    عمرو بردن

                             حالا من موندم و  حسرت

 

           چه قدر بی رحمه این دنیا

 

               به این تقدیر بد لعنت...............


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 16:21 ] [ ستاره ]

هر جا بری هر چی بـــــشه
بدون که دل نمــــی کنــــم
هر کی ســـــر راهــت اومد
بدون که عاشــــــــقت منم
هر چی بگی همون میشم
هر چی بخوای بهت میــدم
هر جا بگی باهــات میـــام
جواب قلبـــــــــــــــتو میدم
اما بــــدون بــــــــــدون تو
روز و شـــــبم نمــــــیگذره
اگه که پیــــــشم نباشی
دیگه خوابم نمــــــــی بره
اما هــــــــــــنوز تو خاطرم
یاد تو میمــــــــــونه بدون
این دفعه هم طــاقت بیار
یک روز دیگه پیشـم بمون
یک روز دیگه پیشـم بمون
حالا که میــــری از پیشم
فقط بدون دوســــت دارم
بیا که دل تنـــگت میشم
سر روی شـــــونت بزارم
هرجا باشی بدون که من
چشـــمام هنــوز به راهته
چه جــــوریه که واسـه تو
جـــدایی خیـــــلی راحته
اگه بــــری نمــــــی تونم
یک لحظه هم راحت باشم
داری مـــیری فقــــط بگو
تا کی چشم به راهت باشم
حالا که میری از پیشـــم
فقـــــط اینو یادت باشــه
گرچه دلم ســــــیره ازت
خدانگهـــــــــدارت باشه
خدانگـــــــــهدارت باشه
یک روز دیگه پیشم بمون




موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 16:15 ] [ ستاره ]


 

کاش روزی بار دگر تو را پیدا می کردم

 

 

مثل شاخه گلی. تو را از شاخه جدا می کردم

 

 

عمریست که من قصه عشق تورا می خوانم

 

 

ساده گویم:من ازاین عشق تورا می خواهم

 

 

به یاد آن شب که تورا در خواب می دیدم

 

 

این روزها دلم را درعشق تو اسیر می بینم

 

 

گر چه بین من وتو فاصله هاست.اما می دانم

 

 

تا ابد برای دیدن روی ماهت منتظر می مانم

 

 

از غم ندیدنت گاه گاهی برای خود می گریم

 

 

به حال و روزعجیب خود شب و روز می خندم

 

 

چگونه گویم که تو را من دوست می دارم؟

 

 

و برای وصال تو گل امید را در سینه می کارم

 

 

عزیزم پیشم بیا . من به تو یه قول می دم

 

 

هرچی بگی.هر چی بخوای.من برات همون می شم

 

 

تورو خوب می شناسمت.تو همونی که می خوام

 

 

هر جا باشی.هرجا بری.من به دنبالت می آم

 

 

ای همه وجود من.آخرش بدون تومن می میرم

 

 

در خیال خود تو را همیشه کنارخود من می بینم

 

 

خدای من:منو ببخش.اما ازت کمک می خوام

 

 

من ازتوی مهربون عشقم: یعنی تو رومی خوام

 

 

عشق من یه روزمیاد.این رومن خوب می دونم

 

 

برای دیدنش تو این روزها لحظه شماری می کنم

 

 

تمام مشکل من این است که گاهی می پندارم

روزی من را نخواهد وگوید: من بدون تو می مانم


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 16:10 ] [ ستاره ]

دل و از دنيا بريدم اون همه سختي كشيدم

امان از دست تو اي واي ببين به كجا رسيدم

يروزي روزگاري همه ي عشق من اين بود

بشم هموني كه تو مي خواي فرستم ندادي اي واي

يروز ميشد تنها بموني

اون وقته قدرمو بدوني

اما اون روز خيلي دير

كاش مي شد اين و بدوني

بدوني هيشكي نمي تونه

مثله من عاشقت بمونه

آخه تنهاي خيلي سخته

اين و دلت نميدونه

ديگه نمي خوام دستاتو

ديگه نمي خوام من اشكاتو

ديگه از قلبم تو رفتي

عزيزم عزيزم!!

ديگه نمي خوام عاشق باشم

ديگه نمي خوام صادق باشم

ديگه از قلبم تو رفتي

عزيزم عزيزم!!


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 16:8 ] [ ستاره ]


قلب شکسته ی تورو، خودم نوازش می کنم
نمی زارم تنگ غروب، دلت بگیره از کسی
تا وقتی من کنارتم، به هر چی می خوای می رسی

خودم بغل می گیرمت، پر می شم از عطر تنت
کاشکی تو هم بفهمی که، می میرم از نبودنت
خودم به جای تو شب ها، بهونه هات و می شمرم
جای تو گریه می کنم، جای تو غصه می خورم

 

 

هرچی که دوست داری بگو، حرف های قلبت رو بزن
دل خوشی هات مال خودت، درد دلت برای من
من واسه ی داشتن تو، قید یه دنیا رو زدم
کاشکی ازم چیزی بخوای، تا به تو دنیام و بدم

هرچی که دوست داری بگو، حرفای قلب و بزن
دل خوشی هات مال خودت، درد دلت برای من
من واسه ی داشتن تو، قید یه دنیا رو زدم
کاشکی ازم چیزی بخوای، تا به تو دنیام و بدم

خودم بغل می گیرمت، پر می شم از عطر تنت
کاشکی تو هم بفهمی که، می میرم از نبودنت
خودم به جای تو شب ها، بهونه هات و می شمرم
جای تو گریه می کنم، جای تو غصه می خورم


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 16:6 ] [ ستاره ]

دنيا را بد ساختند
کسي را که دوست داري،
دوستت ندارد
کسي که تو را دوست دارد،
تو دوستش نداري
اما کسي که تو دوستش داري،
و او هم دوستت دارد؛
به رسم و آیين زندگاني به هم
نمي رسيد.
و اين رنج است؛
زندگي يعني اين ....


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 16:4 ] [ ستاره ]

میان قلب آدمها یک دو راهی هست

یکی به اسم عشق

و دیگری به نام نفرت

این ما هستیم که بین روشنائی و تاریکی

خوشبختی و بدبختی یکی را انتخاب می کنیم

پس عشق بورزیم حتی اگر کسی عاشقمان نباشد

لبخند بزنیم حتی اگر همه آدمها اخم کنند
 

همه را ببخشید حتی اگر تمامی ادمها بد باشند
 

نور عشق را به قلبتان بتابانید
 

پیروز واقعی عشق است عشق
 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 15:58 ] [ ستاره ]

خدا جون میشه تو امشب منو تو بغلت بگیری؟


بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری.


خدا جون میگن تو خوبی مثل مادر می مونی


اگه راست میگن ببینم عشق من کجاست میدونی؟


خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من؟


من می خوام که زود بمیرم آخه سخته زنده موندن.


من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته؟


خدا جون تو تنها هستی میدونی تنهایی سخته.


زنده بودن یا مردن من واسه اون فرقی نداره.


اون می خواد که من نباشم باشه اشکالی نداره.


خدا جون می خوام بمیرم تا بشم همیشه راحت



ولی عمر اون زیاد شه حتی واسه ی یه ساعت


خدا جون میشه تو امشب منو تو بغلت بگیری؟


بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری...


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, ] [ 15:45 ] [ ستاره ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وبلاگ کاملا احساسی تقدیم به دوستانم
نويسندگان
لینک دوستان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان سلطان احساس2 و آدرس setarteh-8632.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب
ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->



loxblog.com

کُـدِقفلِ رآست کلیــک